vesaliyon.loxblog.com
http://vesaliyon.loxblog.com
loxblog.comfaloxblog.comloxblog.comراز آفرینش انسانhttp://vesaliyon.loxblog.com/post.php?p=331<p>گشودن این راز و پاسخ اساسی و روشن به این سؤال در گرو بیان دو مطلب است که هر کدام نقش مهمّی در حلّ سؤال دارند:</p>
<p><a name="p72i1"></a>1-/ در درجه نخست باید توجّه نمود که این سؤال وقتی به صورت یک عقده <<لاینحل>> در می آید که دایره هستی را به جهان مادّه منحصر نموده و وجود هستی را در نظامات مادّی و پدیده های طبیعی محصور سازیم و مرگ را پایان زندگی بشر دانسته و عالمی به نام <<رستاخیز>> و سرایی به عنوان آخرت نپذیریم.<br />در این موقع این سؤال به صورت اشکال بغرنجی جلوه می کند و انسان از خود سؤال می کند: راز آفرینش انسان چیست؟<br />چرا انسان به این جهان گام می نهد و پس از چند سال زندگی-/ آن هم غالباً توأم با مرارت و تلخی، شکست و ناکامی-/ طومار عمر او پیچیده می گردد و پرونده زندگی او بسته می شود <<از کجا آمد و برای چه آمد!>> و هدف از غوغای زندگی چند روزه و فلسفه این زندگی موقّت چیست و چرا آدمیزاد به این جهان گام می نهد! و پس از صرف مقداری آب و غذا نفس های او به شماره می افتد و قلب او از ضربان باز می ایستد و زیر خروارها خاک می رود و می پوسد و به صورت خشت و گل در می آید، تو گویی از اصل خبری نبود و آدمیزادی گام به این پهنه ننهاده بود!<br />به راستی مکتب <<ماتریالیسم>> برابر این پرسش عاجز و ناتوان است، زیرا جهان هستی را در مادّه و پدیده های مادّی محصور ساخته است و به خداوند و جهان دیگر اعتقاد ندارد و در این صورت هرچه در چهار دیواری جهان مادّه به گردش می پردازد و هرچه در قیافه پدیده های مادّی خیره می شود تا در این محیط برای آفرینش آنها مخصوصاً انسان هدفی جستجو کند، جز با حیرت و بهت و سرگردانی و احیاناً سلب و نفی، با چیزی روبه رو نمی گردد.</p><p>گشودن این راز و پاسخ اساسی و روشن به این سؤال در گرو بیان دو مطلب است که هر کدام نقش مهمّی در حلّ سؤال دارند:</p>
<p><a name="p72i1"></a>1-/ در درجه نخست باید توجّه نمود که این سؤال وقتی به صورت یک عقده <<لاینحل>> در می آید که دایره هستی را به جهان مادّه منحصر نموده و وجود هستی را در نظامات مادّی و پدیده های طبیعی محصور سازیم و مرگ را پایان زندگی بشر دانسته و عالمی به نام <<رستاخیز>> و سرایی به عنوان آخرت نپذیریم.<br />در این موقع این سؤال به صورت اشکال بغرنجی جلوه می کند و انسان از خود سؤال می کند: راز آفرینش انسان چیست؟<br />چرا انسان به این جهان گام می نهد و پس از چند سال زندگی-/ آن هم غالباً توأم با مرارت و تلخی، شکست و ناکامی-/ طومار عمر او پیچیده می گردد و پرونده زندگی او بسته می شود <<از کجا آمد و برای چه آمد!>> و هدف از غوغای زندگی چند روزه و فلسفه این زندگی موقّت چیست و چرا آدمیزاد به این جهان گام می نهد! و پس از صرف مقداری آب و غذا نفس های او به شماره می افتد و قلب او از ضربان باز می ایستد و زیر خروارها خاک می رود و می پوسد و به صورت خشت و گل در می آید، تو گویی از اصل خبری نبود و آدمیزادی گام به این پهنه ننهاده بود!<br />به راستی مکتب <<ماتریالیسم>> برابر این پرسش عاجز و ناتوان است، زیرا جهان هستی را در مادّه و پدیده های مادّی محصور ساخته است و به خداوند و جهان دیگر اعتقاد ندارد و در این صورت هرچه در چهار دیواری جهان مادّه به گردش می پردازد و هرچه در قیافه پدیده های مادّی خیره می شود تا در این محیط برای آفرینش آنها مخصوصاً انسان هدفی جستجو کند، جز با حیرت و بهت و سرگردانی و احیاناً سلب و نفی، با چیزی روبه رو نمی گردد.</p>
<p><a name="p72i1"></a>ولی کسانی که زندگی مادّی را برای انسان منزلی از منازل زندگی بشر می دانند و به دنبال این جهان، به سرای دیگری معتقد و عقیده مندند که این جهان مقدّمه جهان دیگر است و مرگ برای بشر پایان نیست، بلکه روزنه ای است به<a name="p72i1"></a>جهان دیگر و پلی است برای نیل به ابدیّت، در مکتب این افراد پاسخ به این سؤال سهل و آسان است و اگر هدف از آفرینش انسان را در سیمای او در این جهان نتوانستند بخوانند، حتماً باید هدف از خلقت او را در جهان دیگر و در زندگی ابدی او، جستجو بنمایند و بگویند که هدف از خلقت انسان در این جهان، آماده کردن او برای یک زندگی ابدی و جاودانی است که خود هدف و مطلوب نهایی می باشد.<br />2-/ مطلب دیگری که باید به آن توجّه نمود و در حقیقت پایه دوّمی برای حلّ سؤال محسوب می شود این است:<br />هر انسان عاقل و خردمندی که کاری را انجام می دهد، برای هدفی است که به آن نیاز دارد چون انسان موجودی است سراپا نیاز و احتیاج، طبعاً برای تکامل و رفع نیازمندی های خود دست به کار و فعّالیّت می زند، مثلًا غذا می خورد، آب می آشامد، لباس می پوشد، تحصیل می کند، برای این که گوشه ای از نیازمندی های مادّی و معنوی خود را بر طرف سازد.<br />حتّی کارهای خیر و نیکی که انجام می دهد، مثلًا از درماندگان دستگیری می کند و در راه امور آموزش و پرورش فرزندان خود مبالغی خرج می کند، بیمارستان بزرگی می سازد، همگی به خاطر رفع نیازی است که از درون احساس می کند و انگیزه او در اجرای این برنامه های عام المنفعه، یا نیل به پاداش های دنیوی و اخروی است که پیامبران آسمانی از آنها خبر داده اند و یا رفع درد و رنجی است که مشاهده منظره وضع رقّت بار مستمندان به او دست می دهد و برای رفع این الم روحی و <<آرامش وجدان>> خود قسمتی از سرمایه خویش را در این راه به کار می اندازد و یا هدف کسب نام و افتخار است که آن را مایه تکامل خود می اندیشد.<br />کوتاه سخن این که: معمولًا انسان هر کاری را انجام می دهد به خاطر نفع<a name="p72i1"></a>خویش و یا به خاطر دفع زیانی است که در ترک این کار احساس می کند و در همه این کارها سود و تکامل خود را جستجو می کند تا آن جا که در کارهای بشر کمتر موردی را می توان یافت که فرد کاری را برای خودِ کار انجام دهد و در انجام آن، حتّی به صورت ناخود آگاه تکامل جسمی و معنوی خود را در نظر نگیرد.<br />البتّه طبیعی است از هر سو احتیاج و نیاز، انسان را فراگرفته است و ناچار است برای حفظ و تکامل خویش، کارهای گوناگونی انجام دهد.<span>اکنون که از انگیزه کارهای انسان آگاه شدیم و روشن گردید که اعمال او به منظور هدفی انجام می گیرد و نتیجه آن جز تکامل روحی و جسمی او چیز دیگری نیست، لازم است که <<هدف در کارهای خدا>> را مورد بررسی وتجزیه و تحلیل قرار دهیم:</span><br /><span>درست است که ساحت پاک خداوند از کارهای لغو و بیهوده دور و پیراسته است و او در تمام کارهای خود هدف دارد و هر موجودی را به خاطر هدفی آفریده است، ولی باید دید هدف در افعال خدا چیست و چه معنایی دارد؟</span><br /><span>این که می گوییم آفریدگار جهان هر موجودی را برای هدفی آفریده است، نه به آن معنا است که درباره کارهای بشر تصوّر نمودیم بلکه چگونگی هدف در کارهای خدا با آنچه درباره انسان گفتیم، کاملًا فرق دارد.</span></p>
<p><span><a name="p78i1"></a>با تفاوت روشنی که میان خداوند و بشر است و این که او غنی و بی نیاز و انسان سراپا نیاز و احتیاج است، واضح می شود که <<هدف در افعال خداوند>> معنای دیگری دارد و درست نقطه مقابل تفسیری است که برای افعال بشر گفته شد.<br />از آن جا که بشر محتاج و نیازمند است و حتّی یک لحظه هم نیاز او از خارج از ذاتش قطع نمی گردد بناچار باید برای زندگی تلاش کند و پیوسته در رفع نیازمندی ها و کمبودهای خود بکوشد و در تکامل معنوی و مادّی خود فعّالیّت نماید.<br />ولی از آن جا که خداوند وجودی نامحدود و نامتناهی است، فقر و نیاز در ذات پاک او تصوّر ندارد، زیرا کمالی نیست که او دارا نباشد. در این صورت هدف در کارهای او باید <<رسانیدن نفع به دیگری>> باشد.<br />به عبارت روشنتر: خداوند وجودی است از هر نظر بی پایان و کامل و هیچ گونه احتیاج و نیازی در ذات او راه ندارد و از طرفی می دانیم که کارهای او بر طبق مصالح و حکمت است و ساحت او از کار لغو پیراسته می باشد، در این صورت نتیجه می گیریم:<br />منظور او از آفرینش انسان، رفع نیاز از خود نبوده و نتیجه خلقت بطور مسلّم به خود انسان باز می گردد؛ هدف این است که او را به کمال شایسته خود برساند بدون این که رسانیدن انسان به عالی ترین درجات تکامل نتیجه ای برای ذات پاک او داشته باشد.<br />تکامل در جهان طبیعت<br />مطالعه اجمالی در جهان آفرینش، ما را از حقیقت روشنی آگاه می سازد و آن این که: سراسر جهان مهد تکامل و پرورش موجودات است و تکامل هر موجودی به خاطر تکامل موجود بالاتری انجام می گیرد.<br />مثلًا اشعّه گرم و حرارت آفتاب بر صفحه دریاها و اقیانوس ها می تابد، قسمتی از آب های دریا را به صورت بخار به سمت بالا می فرستد، باد و طوفان بر سینه بخار<a name="p78i1"></a>می کوبد و آن را به نقاط خشکی می راند، بخار دریا پس از یک سلسله فعل و انفعال های طبیعی به صورت قطرات زلال باران و دانه های شفّاف برف به روی زمین فرو می ریزد و به چهره بی جان زمین روح تازه ای می بخشد و زمین با جنبش آرام خود اسرار درونی خود را بیرون ریخته و دشت و صحرا به صورت مخملی سبز رنگ در می آید، در هر گوشه ای گلی و سنبلی و در هر نقطه گیاه و درختی می روید، زمزمه جویبار و غرّش آبشار، نوای فرح بخش بلبلان، گل های عطرآگین بیابان، رونق دیگری به زندگی می بخشد.<br />مطالعه این فصل از کتاب هستی عالی ترین درس خداشناسی را به انسان می آموزد و در عین حال ما را به سنّت حکیمانه الهی رهبری می نماید و با دیدگان خود می بینیم که هر موجودی از جماد و نبات و حیوان، با برنامه مخصوصی به سوی کمال می شتابد و همه موجودات جهان به شیوه خاصّی به سوی کمال حرکت می نمایند و هر روز و هر سال از صورت های ناقص تری به صورت کاملتری در می آیند.<br />یک درخت برومند روز نخست سلّولی بیش نبوده، سپس پس از طیّ مراحلی به صورت عظیم ترین درختان جهان در می آید و یا آن جاندار بزرگ در آغاز به صورت سلّول در رحم مادر قرار داشته و یا در میان تخمی سربسته محبوس بوده، بعداً در پرتو اراده حکیمانه خداوند جهان از نازلترین مرحله زندگی به آخرین مرحله کمال شایسته خود رسیده است. تو گویی این جهان عالی ترین مهد برای پرورش استعدادهای نهفته در گیاه و جاندار است تا هر موجودی به کمال شایسته خود برسد.<br />انسان نیز که جزئی از جهان آفرینش است و یکی از میوه های پر ارزش جهان هستی می باشد، مشمول همین قانون بوده و از نظر هدف و راز خلقت با نباتات و جانداران یکی است و هدف از آفرینش او جز این نیست که به کمال شایسته و لایق خود برسد و استعدادهای نهفته او شکفته گردد؛ او با اراده و اختیار خویش راه<a name="p78i1"></a>کمال خود را پیش می گیرد.<br />بلکه می توان گفت جهان و یا بسیاری از موجودات آن به خاطر انسان آفریده شده تا وی برای رفع نیازمندی های خود از آنها بهره مند گردد و به کمال شایسته خود برسد.<br />بنابر این خدا انسان را نیافرید که نیازی را از خود برطرف سازد، کمبود و نقصی را از خود دور نماید، بلکه انسان را آفرید تا به سوی کمال شایسته خود رهسپار گردد و با آزادی راه تکامل و سعادت خود را بپوید.<br />روشنتر بگوییم: انسان را آفریده است تا او را به عالی ترین درجه ای از کمال برساند و موجودی پست و ناچیز (سلّول انسانی) در مسیر تکامل خود به جایی برسد که دانا، توانا، قدرتمند، با اراده، متفکّر و عاقل گردد و با این کمالات محدود خود نمایشگر کمالات نامحدود و بی پایان خداوند شود.<br />او انسان را آفرید و استعدادهای شایسته ای در نهاد او به ودیعت گذارد؛ پیامبران و آموزگاران آسمانی را به تربیت او گمارد تا در سایه بندگی خدا و پیروی از فرمان های سعادت بخش او به تکامل همه جانبه خود نایل آید و آماده زندگی کاملتر در جهانی وسیعتر گردد.<br />در قرآن مجید و احادیث اسلامی بطور اجمال به آنچه در بالا گفته شد اشاره شده است؛ قرآن مجید هدف نهایی از آفرینش انسان را همان زندگی و سعادت جاویدان او در جهانی وسیعتر می داند و می فرماید: <<افَحَسِبْتُمْ انَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ انَّکُمْ الَیْنا لا تُرْجَعُونَ؛ آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده ایم و به سوی ما باز نمی گردید!>><span>مقصود این است که هدف از آفرینش انسان را نمی توان در چهار چوبه زندگی<a name="p81i1"></a>مادّی پیدا نمود، بلکه باید آن را در جهان دیگر جستجو کنیم و بدانیم که وی با مرگ خود باز به سیر تکامل خود ادامه داده و به سوی یک کمال مطلق (خدا) رهسپار می باشد.<br />و اگر در آیه <<ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الانْسَ الّا لِیَعْبُدُون؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای این که عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)!>><a href="file:///G:/Downloads/10972-f-13930104-pasukh%20be%20purseshhsye%20mazhabi.htm#p82i1">(1)</a><span>هدف از آفرینش انسان را عبادت و بندگی خدا معرّفی می کند، نه به این معناست که خدا نیازی به اطاعت بندگان دارد، بلکه مقصود این است که بشر از طریق بندگی و پیروی از دستورهای خدا و شناسایی او، به کمال خود که زاییده پیروی از فرمان های اوست، برسد؛ و از این مجرا به سعادت ابدی و جاودانی که معلول اطاعت از دستورهای الهی است، نایل آید؛ و داشتن یک زندگی جاودانی که معلول اطاعت از دستورهای الهی است، نایل آید؛ و داشتن یک زندگی جاودانی توأم با سعادت و خوشبختی، هدف نهایی است که نباید پس از آن منتظر هدف دیگری باشیم و نباید دو مرتبه سؤال خود را تکرار کنیم و بگوییم پس از نیل به این کمال نهایی دیگر چه می شود و هدف از این تکامل چیست؟</span><br /><span>ممکن است گفته شود که چرا خداوند همه این کمالات را یکجا به انسان نداده و چرا او را نیازمند آفریده تا در پرتو فعّالیّت های خویش به کمال مطلوب خود برسد؟</span><br /><span>پاسخ این پرسش روشن است؛ یک شیوه اخلاقی در صورتی پسندیده و قابل ستایش است و کمال محسوب می شود که انسان با کمال آزادی و اختیار و اراده خود آن را کسب کند و به دست آورد و اگر کمالی به صورت اجبار و ناخواسته در درون انسانی پدید آید، هرگز یک فضیلت اخلاقی و ملاک برتری شمرده نمی شود، مثلًا دستگیری از مستمندان و ساختن یک بیمارستان در صورتی نشانه تکامل روحی است که انسان از روی آزادی و اختیار دست به این کار بزند و اگر به زور از انسان پولی بگیرند و در این راه مصرف کنند، هرگز دلیل بر فضیلت اخلاقی</span><a name="p82i1"></a>پول دهنده نخواهد بود و هرگز عمل او مورد ستایش و تقدیر قرار نخواهد گرفت.<br />بنابر این، انسان برای رسیدن به تکامل روحی باید راه فضیلت را آزادانه با پای خود بپیماید.<br /></span><br /><br /></span></p>
<p><a style="font-family: 'B Zar'; font-size: 24px; text-align: justify;" name="p72i1"></a></p>
<p><a style="font-family: 'B Zar'; font-size: 24px; text-align: justify;" name="p72i1"></a></p>
<p><a style="font-family: 'B Zar'; font-size: 24px; text-align: justify;" name="p78i1"></a></p>
<p><a style="font-family: 'B Zar'; font-size: 24px; text-align: justify;" name="p78i1"></a></p>
<p><a style="font-family: 'B Zar'; font-size: 24px; text-align: justify;" name="p82i1"></a></p>http://vesaliyon.loxblog.com/post.php?p=331بینایی و شنوایی خدا چه مفهومی دارد؟http://vesaliyon.loxblog.com/post.php?p=330<p>بینایی و شنوایی در بشر همان است که گفته شد، ولی مقصود از توصیف خداوند به این دو صفت این است که تمام دیدنی ها و شنیدنی ها پیش او حاضرند، هرگز خداوند از آنها غافل نیست و به عبارت دیگر آنچه را که دیگران با چشم و گوش می بینند و یا می شنوند، او با علم نامتناهی خود از آنها آگاه بوده و اطّلاع دارد.<br />از این نظر دانشمندان عقاید و مذاهب، حقیقت این دو صفت را به <<علم<a name="p72i1"></a>نامتناهی>> خداوند بازگشت می دهند و چنین می گویند: نتیجه ای را که یک انسان بینا و شنوا-/ پس از فعّالیّت های زیادی که اعضای مخصوص بینایی و شنوایی انجام می دهند-/ می گیرد، این است که از دیدنی ها و شنیدنی ها آگاه می گردد، هرگاه وجودی مانند خداوند بدون عضو و فعّالیّت های فیزیکی، از دیدنی ها و شنیدنی ها بطور کاملتری آگاه گردید، قطعاً صحیح خواهد بود که بگوییم: بینا و شنواست.<br />حتّی حقیقت بینایی و شنوایی در انسان، همان آگاهی از دیدنی ها و شنیدنی هاست و تمام فعّالیتّ های عضوی، مقدّمه دیدن و شنیدن است. هرگاه فردی-/ بدون نیاز به این مقدّمات-/ توانست از دیدنی ها و شنیدنی ها آگاه گردد، به طریق اولی می توان گفت که: او سمیع و بصیر است.</p>
<p></p><p>بینایی و شنوایی در بشر همان است که گفته شد، ولی مقصود از توصیف خداوند به این دو صفت این است که تمام دیدنی ها و شنیدنی ها پیش او حاضرند، هرگز خداوند از آنها غافل نیست و به عبارت دیگر آنچه را که دیگران با چشم و گوش می بینند و یا می شنوند، او با علم نامتناهی خود از آنها آگاه بوده و اطّلاع دارد.<br />از این نظر دانشمندان عقاید و مذاهب، حقیقت این دو صفت را به <<علم<a name="p72i1"></a>نامتناهی>> خداوند بازگشت می دهند و چنین می گویند: نتیجه ای را که یک انسان بینا و شنوا-/ پس از فعّالیّت های زیادی که اعضای مخصوص بینایی و شنوایی انجام می دهند-/ می گیرد، این است که از دیدنی ها و شنیدنی ها آگاه می گردد، هرگاه وجودی مانند خداوند بدون عضو و فعّالیّت های فیزیکی، از دیدنی ها و شنیدنی ها بطور کاملتری آگاه گردید، قطعاً صحیح خواهد بود که بگوییم: بینا و شنواست.<br />حتّی حقیقت بینایی و شنوایی در انسان، همان آگاهی از دیدنی ها و شنیدنی هاست و تمام فعّالیتّ های عضوی، مقدّمه دیدن و شنیدن است. هرگاه فردی-/ بدون نیاز به این مقدّمات-/ توانست از دیدنی ها و شنیدنی ها آگاه گردد، به طریق اولی می توان گفت که: او سمیع و بصیر است.</p>
<p><a name="p72i1"></a>از آن جا که انسان یک پدیده مادّی است و نمی توان بدون ابزار مادّی کاری را انجام دهد، از این جهت ناچار است که به وسیله اعضا و ابزار مادّی و فعّالیتّ های ویژه آن، به نتیجه مطلوب که آگاهی از مبصرات و مسموعات است برسد، ولی خدا بالاتر از مادّه است و در درک خود، نیازی به چیزی ندارد و جهان با تمام چهره های گوناگون خود پیش او حاضر است، از این جهت بدون هیچ مقدّمه ای می تواند سمیع و بصیر باشد؛ زیرا تمام دیدنی ها و شنیدنی ها پیش او حاضر است و او از همه آنها آگاهی دارد.</p>
<p><a style="font-family: 'B Zar'; font-size: 24px; text-align: justify;" name="p72i1"></a></p>http://vesaliyon.loxblog.com/post.php?p=330معنای قضا و قدر چیست؟http://vesaliyon.loxblog.com/post.php?p=329<p><span>مسأله تقدیر و سرنوشت از جمله مسائلی است که در تمام آیینها برای ملل جهان مطرح می باشد و اعتقاد به آن از اختصاصات ملّتی نیست-/ اگر چه توجّه کتاب آسمانی ما و احادیث اسلامی به آن محسوس تر و چشمگیرتر است.</span><br /><span>متأسّفانه براساس سوء تفسیری که از طرف افراد غیر وارد نسبت به قضا و قدر شده است، نوع مردم از این دو لفظ خاطره خوشی ندارند، چه بسا از شنیدن این دو کلمه به خود می لرزند و تقدیر الهی را عاملی خارج از محیط زندگی</span><a name="p65i1"></a>می پندارند که بر روی اراده انسان اثر مستقیم دارد، گاهی به صورت یک عامل مثبت جلوه می کند و انسان را از طریق جبر و اکراه، برانجام عملی وادار می نماید و گاهی جنبه نفی دارد و بشر را خواه و ناخواه، از انجام کاری باز می دارد.<a name="p65i1"></a>تقدیر به این معنا-/ در افعال اختیاری بشر-/ افسانه ای بیش نیست، بلکه حقیقت تقدیر را باید در محیط زندگی جستجو کرد و هرگز نباید برای آن واقع و سازنده ای جز انسان و اراده او، چیزی تصوّر نمود.<br />برای گروهی که ذهن آنان با تفسیرهای ناصحیح از قضا و قدر مشوب و آلوده است، پذیرفتن این نظر: <<در جهان هستی عاملی به نام قضا و قدر نداریم که در عرض سایر عوامل عرض اندام کند و بر روی اراده انسان اثر منفی یا مثبت بگذارد>> بسیار سخت و گران می باشد؛ زیرا این نوع افراد عادت کرده اند که غالب اشتباهات و نارسایی ها بلکه بسیاری از کوتاهی های خود را به گردن عاملی خارج از محیط زندگی، به نام <<قضا و قدر>> بگذارند و در برابر هر نوع مسؤولیّت و تعهّد شانه خالی کنند.<br /><br /></p><p>مسأله تقدیر و سرنوشت از جمله مسائلی است که در تمام آیینها برای ملل جهان مطرح می باشد و اعتقاد به آن از اختصاصات ملّتی نیست-/ اگر چه توجّه کتاب آسمانی ما و احادیث اسلامی به آن محسوس تر و چشمگیرتر است.<br />متأسّفانه براساس سوء تفسیری که از طرف افراد غیر وارد نسبت به قضا و قدر شده است، نوع مردم از این دو لفظ خاطره خوشی ندارند، چه بسا از شنیدن این دو کلمه به خود می لرزند و تقدیر الهی را عاملی خارج از محیط زندگی<a name="p65i1"></a>می پندارند که بر روی اراده انسان اثر مستقیم دارد، گاهی به صورت یک عامل مثبت جلوه می کند و انسان را از طریق جبر و اکراه، برانجام عملی وادار می نماید و گاهی جنبه نفی دارد و بشر را خواه و ناخواه، از انجام کاری باز می دارد.<a name="p65i1"></a>تقدیر به این معنا-/ در افعال اختیاری بشر-/ افسانه ای بیش نیست، بلکه حقیقت تقدیر را باید در محیط زندگی جستجو کرد و هرگز نباید برای آن واقع و سازنده ای جز انسان و اراده او، چیزی تصوّر نمود.<br />برای گروهی که ذهن آنان با تفسیرهای ناصحیح از قضا و قدر مشوب و آلوده است، پذیرفتن این نظر: <<در جهان هستی عاملی به نام قضا و قدر نداریم که در عرض سایر عوامل عرض اندام کند و بر روی اراده انسان اثر منفی یا مثبت بگذارد>> بسیار سخت و گران می باشد؛ زیرا این نوع افراد عادت کرده اند که غالب اشتباهات و نارسایی ها بلکه بسیاری از کوتاهی های خود را به گردن عاملی خارج از محیط زندگی، به نام <<قضا و قدر>> بگذارند و در برابر هر نوع مسؤولیّت و تعهّد شانه خالی کنند.</p>
<p><a name="p65i1"></a>امروزه، در میان گروهی از اروپایی ها و غرب زدگان ما مسأله <<جبر تاریخ>> جای قضا و قدر را گرفته و بسیاری از کوتاهی های خود را بر گردن آن می گذارند.<br />ولی برای مردم واقع بین و حقیقت جو روشن است که تقدیر الهی بر روی اراده انسان اثر تحمیلی ندارد؛ این مطلب با بیان سنن الهی در جهان هستی که حقیقت قضا و قدر خداوند است، روشن می گردد.<br />تقدیرهای خداوند<br />هرگاه با تقدیرهای الهی آشنا شویم، خواهیم دید که در صفحه هستی عامل و محرّکی به نام قضا و قدر که خارج از محیط زندگی و اراده فاعل باشد، نیست؛ مقصود از تقدیرهای خداوند همان سنّت های قطعی است که بر ما و جهان حکومت<a name="p65i1"></a>می کنند و تأثیر این سنّت ها در خوشبختی و بدبختی مردم-/ به اصطلاح در نیک فرجامی و بد فرجامی شخص-/ قطعی و تخلّف ناپذیر است و ما در انتخاب هر سنّتی از این سنن مختار و آزاد می باشیم؛ برای توضیح این مطلب به مثال های زیر توجّه کنید:<br />1-/ تقدیر الهی درباره ملّتی که تن به تنبلی و بیکاری در دهند و با یکدیگر به اختلاف و نزاع برخیزند و نیروهای خداداد را در مسیرهای غلط به هدر دهند و از وضع زمان و محیط خود آگاهی نداشته باشند و با فرو رفتن در منافع شخصی از حال همنوعان خود بی خبر بمانند، آن است که دیر یا زود از هم متلاشی گردند.<br />ولی تقدیر خداوند درباره ملّتی که به فکر محرومان زحمتکش باشد و با کم کردن فاصله طبقاتی، آنان را از یک زندگانی آبرومند که در خور یک انسان است برخوردار سازند و حقوقی را که خداوند در اموال ثروتمندان برای ترمیم زندگی افتادگان قرار داده است بپردازند-/ خلاصه، ملّتی عاطفی و دادگر باشند-/ این است که همواره از ثبات و آرامش و ترقّی و پیشرفت و تحرّک و سازندگی برخوردار شوند و این دو تقدیر آن چنان واضح و ملموس است که احدی در آن تردید ندارد.<br />تمام ملل جهان در برابر این دو تقدیر برابر و یکسانند و هیچ عاملی خارج از اراده ملت ها آنها را در انتخاب یکی از دو تقدیر مجبور نمی سازد، این ما هستیم که به پیروی از خودخواهی و یا به حکم عقل و خرد، یکی را انتخاب می کنیم و در هر حال نتیجه ای که از این انتخاب عاید ما می گردد، تقدیر و قضای او خواهد بود؛ زیرا اوست که این سنّت ها را پدید آورده و امضا نموده و ما را در انتخاب هریک آزاد گذاشته است.<br />2-/ جوانی که زندگی خود را با امکانات زیاد و اعصاب پولادین و فهم و هوش سرشار آغاز کند، دو تقدیر و دو سرنوشت که هر دو به حکم قضای الهی است در انتظار اوست تا کدام یک از آنها را انتخاب کند؛ هرگاه امکانات مادّی<a name="p65i1"></a>و معنوی خود را در راه تحصیل علم و دانش یا بازرگانی به کار اندازد، یک عمر با سعادت و تندرستی به سر خواهد برد؛ ولی هرگاه از این سرمایه های مادّی و فکری سوء استفاده نماید و امکانات خود را در راه میگساری و قمار بازی و نافرمانی های دیگر که موجب تباهی زندگی و عمر است مصرف نماید، قطعاً باید پس از مدّتی با بدنی رنجور و بیمار و اعصابی کوفته، در گوشه ای بیفتد و عمری را با درد و رنج به سر ببرد، هر دو تقدیر مربوط به خداست، ولی او در انتخاب هر یک آزاد است و نتیجه ای که از انتخاب هریک دامنگیر او می شود به تقدیر و خواست خداست؛ چنان که از نیمه راه باز گردد، سرنوشتی را جای سرنوشت دیگری نشانده است و این نیز به تقدیر خداوند است؛ زیرا او ما را آفریده و به ما اجازه داده است که از نیمه راه باز گردیم و از کرده خود پشیمان شویم، در نتیجه سرنوشتی را جای سرنوشت دیگری جایگزین سازیم.<br />3-/ اگر شخص بیمار به پزشک مراجعه کند و دارو بخورد، خوب می شود و اگر به پزشک مراجعه نکند و یا دارو نخورد، یا می میرد یا رنجور و دردمند در گوشه ای می افتد؛ در هر حال، هر دو سرنوشت به حکم خداست و انتخاب هریک با ماست و هر کدام را انتخاب نمودیم، اثر آن به حکم خداوند و قضای اوست.<br />شما می توانید با مراجعه به سنن الهی در جهان آفرینش، صدها مثال برای قضا و قدر مربوط به افعال بشر پیدا نمایید و معنای تقدیر را درباره کارهای انسان به دست آورید.<br />سخنانی از پیشوایان بزرگ<br />آنچه با طرح این مثال ها بیان شد، در واقع توضیح احادیثی است که از پیشوایان بزرگ اسلامی-/ یعنی آنان که مسأله قضا و قدر را برای ما مطرحساخته اند-/ به دست ما رسیده است.<br />پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: <<پنج طایفه اند که دعای آنها مستجاب نمی شود، یکی از آنان کسی است که از زیر دیوار کج که در حال ریختن است، فرار نکند و دیوار فرو ریزد!>>نکته عدم استجابت دعای چنین فردی روشن است، زیرا سرنوشت کسی که از دیوار کج بگذرد و فرار نکند مرگ است، ولی با اختیار خود به استقبال این سرنوشت رفته است در صورتی که می توانست تقدیر دیگری را انتخاب کند.<br />امیرمؤمنان علیه السلام از زیر دیوار خراب و شکسته ای که مشرف بر ریختن بود فرار می کند، وقتی که به او اعتراض می شود که: آیا از قضا و قدر خداوند فرار می کنی؟ می فرماید: <<افِرُّ مِنْ قَضاءِ اللَّهِ الی قَدَرِ اللَّه؛ از قضایی به قضای دیگر و از سرنوشتی به سرنوشت دیگر فرار می کنم و هر دو تقدیر خداوند است!>>من در انتخاب هر دو آزاد و مختار هستم، اگر در زیر دیوار بنشینم و فرو ریزد و بمیرم، به حکم سرنوشت است و اگر فرار کنم و سالم بمانم، آن نیز به حکم سرنوشت خواهد بود.<br />هنگامی که از امام هشتم علیه السلام سؤال می شود که تقدیر خداوند درباره افعال خوب و بد بندگانش چیست؟ امام علیه السلام می فرماید: <<هر نوع عملی که بندگان خدا از خوب و بد انجام دهند، به تقدیر خداست!>> سپس امام یک چنین تقدیر گسترده را-/ آن هم در تمام اعمال بشر، اعم از خوب و بد-/ با نتایجی که در دنیا و آخرت دامنگیر انسان می گردد تفسیر می کند و می فرماید:<br /><<الحکم علیهم بما تستحقّوه علی افعالهم من الثّواب و العقاب فی الدّنیا و الآخرة>><br />یعنی، تقدیر خداوند همان نتایج و پاداش ها و کیفرهایی است که در دنیا و آخرت دامنگیر انسان می شود!<br /><br /><br /></p>
<p><a name="p69i3"></a>این احادیث روشنگر حقیقتی است که درباره قضا و قدر گفته شد و آشکارا می رساند که قضا و قدر عاملی جدا از زندگی و اراده و خواست انسان نیست؛ بلکه تقدیر همان سنن الهی است که بر صفحه هستی حکومت می کند و انسان در انتخاب هریک از آنها مختار است و پس از انتخاب یکی از آنها هر نوع نتیجه ای که به انسان بازگشت می کند، به حکم خداوند و تقدیر اوست و هیچ عملی از اعمال انسان از حیطه تقدیر الهی خارج نیست؛ اگر بذر خوبی بیفشاند، به حکم قضای الهی نتایج مثبت و نیک آن را خواهد دید؛ اگر نهال نفاق و بدی غرس کند، به حکم سرنوشت، میوه تلخ آن را خواهد چید و هر دو به تقدیر خداست و هیچ کاری از خوب و بد، از دایره قضا و قدر او بیرون نمی باشد.<br />سرنوشت و مسلمانان صدر اسلام<br />مسلمانان صدر اسلام بر اثر الهام از منبع وحی، مسأله قضا و قدر را آن چنان فرا گرفته بودند که هرگز آن را با اختیار و آزادی بشر در سرنوشت خود مخالف و منافی نمی دانستند؛ در فتوحات مسلمانان نوشته اند که خلیفه دوّم تا کرانه شام آمده، ناگهان گزارش رسید که بیماری وبا در شام شیوع پیدا کرده است؛ همراهان خلیفه به وی گفتند: از مسیری که آمده است باز گردد، او نیز نظرش همین بود؛ وقتی یک نفر از حضّار به او اعتراض کرد که آیا از تقدیر خداوند فرار می کنید؟ وی در پاسخ معترض گفت: من به فرمان خداوند از سرنوشتی به سرنوشت دیگر فرار می کنم! برای تأیید نظر خلیفه یک نفر از حضّار گفت: از پیامبر شنیده ام که فرمود: هرگاه در نقطه ای <<طاعون>> ظاهر شد و شما در آن نقطه نبودید، وارد آنجا نشوید و اگر طاعون در نقطه ای که بودید پیدا شد، از آن نقطه خارج نشوید (مبادا عامل سرایت به دیگران شوید)!<a href="file:///G:/Downloads/10972-f-13930104-pasukh%20be%20purseshhsye%20mazhabi.htm#p70i1"><br /></a></p>
<p><a name="p70i1"></a>از این بیان روشن می شود که اعتقاد به مسأله قضا و قدر، دلیل بر نفی اختیار و آزادی اراده نیست و میان مسأله قضا و قدر و مسأله جبر، هزاران فرسنگ فاصله است و اگر گروهی از مستشرقان، نتیجه اعتقاد به قضا و قدر را جبر دیگری دانسته اند، روی بی اطّلاعی از معارف بلند و استوار اسلام است و آنان در رشته هایی سخن گفته اند که صلاحیّت داوری در آن را نداشته اند.<br /><<آلبرماله>> در تاریخ خود می گوید: <<اسلام در روز نخست جز اعتقاد به یگانگی خدا و رسالت محمّد چیزی نبود، ولی بعدها متکلّمان اسلام تعلیم دادند که خداوند سرنوشت هرکسی را معیّن می کند و مشیّت او تغییرناپذیر است و این طریقه را جبر می گویند.>><span><<گوستاولبون>> پس از یک رشته گفتگو پیرامون قضا و قدر در اسلام و این که نتیجه آن جبر دیگری است در مقام اعتذار و پوزش می آید، می گوید: <<آیاتی که درباره قضا و قدر در قرآن وارد شده است، بیش از آیاتی نیست که در این خصوص در کتاب مقدّس ما درج شده است>>.</span><span>انتشار یک چنین تهمت ها و نتیجه گیری های غلط در میان اروپایی ها، مرحوم <<سیّد جمال الدّین اسد آبادی>> را هنگام اقامت خود در پاریس بر آن داشت که رساله ای در دفاع از مسأله قضا و قدر بنویسد و آن را در هفته نامه <<العروة الوثقی>> انتشار دهد، وی در آن رساله می نویسد:</span><br /><span><<این گروه از اروپاییان چنین گمان کرده اند که میان قضا و قدر و اعتقاد به مذهب جبر هیچ گونه فرقی نیست و انسان در پرتو اعتقاد به تقدیر، بسان پری است که در هوا آویزان باشد و با وزش باد از این سو به آن سو کشیده شود؛ اعتقاد به سرنوشت سبب می شود که انسان در کردار و گفتار و سکوت و حرکت خود، صاحب اختیار و اراده ای نباشد و زمام امور خود را به دست یک نیروی خشن و<a name="p71i2"></a>کوبنده ای بسارد، یک چنین ملّتی نیروهای طبیعی خود را به کار نمی برد، و انگیزه کار و کوشش از محیط فکر آنها بیرون می رود، با این وضع از جهان وجود به عدم رهسپار می شوند ...!>><a href="file:///G:/Downloads/10972-f-13930104-pasukh%20be%20purseshhsye%20mazhabi.htm#p72i1"><br /></a></span></p>
<p><a style="font-family: 'B Zar'; font-size: 24px; text-align: justify;" name="p65i1"></a></p>
<p><a style="font-family: 'B Zar'; font-size: 24px; text-align: justify;" name="p65i1"></a></p>
<p><a style="font-family: 'B Zar'; font-size: 24px; text-align: justify;" name="p65i1"></a></p>http://vesaliyon.loxblog.com/post.php?p=329مراسم بعدیhttp://vesaliyon.loxblog.com/post.php?p=327<p style="text-align: center;">زمان:پنجشنبه 24 تیر ماه 1395 ساعت 22</p>
<p style="text-align: center;">مکان:بهبهان-اسلام آباد-خیابان اول-مسجد قمربنی هاشم(ع)</p>
<p style="text-align: center;">هیئت رهپویان وصال بهبهان</p>http://vesaliyon.loxblog.com/post.php?p=327برنامه جامع مهدویت اندرویدhttp://vesaliyon.loxblog.com/post.php?p=325<h1 style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;" data-mce-mark="1">ساخته شده توسط موسسهجنبشمصافایرانیان (استاد رائفی پور)</span></h1>
<h2 style="text-align: center;"><span style="color: #00ff00;" data-mce-mark="1">از بهترین نرم افزار های با موضوع مهدویت</span></h2>
<h2 style="text-align: center;"><span data-mce-mark="1">اعلان های هوشمند در ساعات مختلف</span></h2>
<p style="text-align: center;"><span data-mce-mark="1">برنامه اندرویدی جامع مهدویت با هدف تعجیل در فرج امام زمان (عج) و افزایش بصیرت مهدوی و آخر الزمانی شیعیان و محبان حضرت توسط موسسه فرهنگی هنریمصافایرانیان و با توجه به نیاز مبرم جامعه به معارف مهدوی تهیه و آماده شده است. از امکانات جالب نرم افزار می توان به بخش اعلان های نرم افزار اشاره کرد به این صورت که هر صبح راس ساعت ۷ تذکر قرائت دعای عهد بر صفحه گوشی شما نقش میبندد و هر ظهر رأس ساعت ۱۳ یک حدیث مهدوی بر صفحه گوشی شما نقش می بندد و شما هر روز با معارف مهدوی آشناتر خواهید شد و در آخر این که هر شب راس ساعت ۱۰ نرم افزار به صورت هوشمند به تمام عزیزانی که آن را نصب کرده اند هشدار داده و مهدی یاوران عزیز می توانند هم نوا با دیگران و به صورت دسته جمعی و همزمان دعای فرج (الهی عظم البلا) را با نیت تعجیل در فرج، قرائت فرمایند. همچنین تذکر قرائت دعای ندبه پنجشنبه شب ها نیز در نظر گرفته شده تا شما برای جمعه صبح و حضور در دعای پر فیض ندبه برنامه ریزی فرمایید.</span></p>
<p></p><h1 style="text-align: center;">ساخته شده توسط موسسهجنبشمصافایرانیان (استاد رائفی پور)</h1>
<h2 style="text-align: center;">از بهترین نرم افزار های با موضوع مهدویت</h2>
<h2 style="text-align: center;">اعلان های هوشمند در ساعات مختلف</h2>
<p style="text-align: center;">برنامه اندرویدی جامع مهدویت با هدف تعجیل در فرج امام زمان (عج) و افزایش بصیرت مهدوی و آخر الزمانی شیعیان و محبان حضرت توسط موسسه فرهنگی هنریمصافایرانیان و با توجه به نیاز مبرم جامعه به معارف مهدوی تهیه و آماده شده است. از امکانات جالب نرم افزار می توان به بخش اعلان های نرم افزار اشاره کرد به این صورت که هر صبح راس ساعت ۷ تذکر قرائت دعای عهد بر صفحه گوشی شما نقش میبندد و هر ظهر رأس ساعت ۱۳ یک حدیث مهدوی بر صفحه گوشی شما نقش می بندد و شما هر روز با معارف مهدوی آشناتر خواهید شد و در آخر این که هر شب راس ساعت ۱۰ نرم افزار به صورت هوشمند به تمام عزیزانی که آن را نصب کرده اند هشدار داده و مهدی یاوران عزیز می توانند هم نوا با دیگران و به صورت دسته جمعی و همزمان دعای فرج (الهی عظم البلا) را با نیت تعجیل در فرج، قرائت فرمایند. همچنین تذکر قرائت دعای ندبه پنجشنبه شب ها نیز در نظر گرفته شده تا شما برای جمعه صبح و حضور در دعای پر فیض ندبه برنامه ریزی فرمایید.</p>
<p style="text-align: center;"><a title="" href="http://www.dl.313apps.ir/dl/2016/05/794-jame-mahdaviyat1.jpg" target="_blank" data-rel="lightbox-gallery-xshf"><img class="aligncenter wp-image-3367" src="http://www.dl.313apps.ir/dl/2016/05/794-jame-mahdaviyat1.jpg" alt="" width="600" height="343" /></a></p>
<p style="text-align: center;">از بخش جذاب اعلان های برنامه بگذریم، نرم افزار شامل بخش های جذاب دیگری هم می باشد:</p>
<p style="text-align: center;"><strong>diams; دسترسی به تمام توقیعات صادره از ناحیه مقدسه (نامه های امام زمان)</strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong>احادیث امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف</strong><br />در این نرم افزار چیزی بیش از ۹۰ حدیث از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای شما عزیزان آماده شده است، تمام احادیث تحت نظر مرکز تخصصی مهدویت، بررسی سندی شده اند.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>diams; امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از دیدگاه ۱۳ معصوم دیگر به تفکیک معصومین:</strong></p>
<p style="text-align: center;">احادیثی پیرامون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ۱۳ معصوم دیگر برای شما آماده شده است که در نسخه های جدیدتر نرم افزار به تعداد احادیث افزوده خواهد شد.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>diams; ادعیه و نجواهای مرتبط با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف):</strong><br />تمام ادعیه معتبر پیرامون حضرت در این بخش از نرم افزار برای شما جمع آوری شده و شما به متن و صوت ادعیه دسترسی خواهید داشت.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>diams; بیش از ۹۰ مقاله معتبر پیرامون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف):</strong></p>
<p style="text-align: center;">در این بخش از نرم افزار بیش از ۹۰ مقاله معتبر و علمی پیرامون مسانل مرتبط با حضرت، اعم از: زندگی ایشان، علائم ظهور، انتظار، آخر الزمان و ... آماده شده است در نسخه های جدیدتر نرم افزار، متناسب با شبهات روز و اهمیت شناخت حضرت به تعداد آن افزوده خواهد شد.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>diams; اشعار مرتبط با حضرت به تفکیک ایام و مناسبت ها:</strong><br />در این بخش از نرم افزار متناسب با ایام و مناسبت های ملی (عید نوروز، شب یلدا و ...) و مذهبی (فاطمیه، محرم، ماه رمضان و...) اشعاری مرتبط با ایام و اشخاص مذکور و در عین حال مرتبط با امام زمان آماده شده است تا امکان بهره مندی فرهنگی برای مهدی یاوران عزیز و شعرا و مادحین فراهم شود.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>diams; صدها پیامک مهدوی:</strong><br />در این بخش از نرم افزار شما امکان ارسال صدها پیامک مهدوی برای دیگران را خواهید داشت.</p>
<p style="text-align: center;"><strong>diams; امکان جستجوی دقیق در تمام بخش های نرم افزار</strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong>diams; تصاویر و تم های مهدوی (نیازمند اینترنت)<br /></strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong>diams; امکانات جانبی :</strong><br />امکان عرض ادب و سلام به حضرت با هربار باز شدن قفل گوشی (فعال سازی این بخش در قسمت تنظیمات در اختیار کاربر خواهد بود)</p>
<p style="text-align: center;"><a title="" href="http://www.dl.313apps.ir/dl/2016/05/790-jame-mahdaviyat.jpg" data-rel="lightbox-gallery-xshf"><img class="alignright wp-image-3368" src="http://www.dl.313apps.ir/dl/2016/05/790-jame-mahdaviyat.jpg" alt="790 jame mahdaviyat" width="145" height="258" /></a><a title="" href="http://www.dl.313apps.ir/dl/2016/05/791-jame-mahdaviyat.jpg" data-rel="lightbox-gallery-xshf"><img class="alignright wp-image-3369" src="http://www.dl.313apps.ir/dl/2016/05/791-jame-mahdaviyat.jpg" alt="791 jame mahdaviyat" width="145" height="258" /></a><a title="" href="http://www.dl.313apps.ir/dl/2016/05/793-jame-mahdaviyat.jpg" data-rel="lightbox-gallery-xshf"><img class="alignright wp-image-3370" src="http://www.dl.313apps.ir/dl/2016/05/793-jame-mahdaviyat.jpg" alt="793 jame mahdaviyat" width="145" height="258" /></a><a title="" href="http://www.dl.313apps.ir/dl/2016/05/792-jame-mahdaviyat.jpg" data-rel="lightbox-gallery-xshf"><img class="alignright wp-image-3371" src="http://www.dl.313apps.ir/dl/2016/05/792-jame-mahdaviyat.jpg" alt="792 jame mahdaviyat" width="145" height="258" /></a></p>
<p style="text-align: center;"></p>
<hr />
<p style="text-align: center;"></p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://dl.313apps.ir/apps/93-94/jame%20mahdaviyat_www.313apps.ir.apk"><span style="font-size: large; color: #ff0000;"><strong>دریافت فایل</strong></span></a></p>http://vesaliyon.loxblog.com/post.php?p=325فلسفه بلاهاhttp://vesaliyon.loxblog.com/post.php?p=324<p>اساساً تا آن جا که ما اطّلاع داریم و کتبی که از دانشمندان گذشته به ما رسیده گواهی می دهد، این گونه سؤالات همیشه در میان عدّه ای از افراد بشر بوده است-/ بخصوص هنگام وقوع حوادث ناگوار، بیشتر به این فکر فرو می رفتند-/ حتّی تاریخ عقاید و ادیان نشان می دهد که راه نیافتن به پاسخ واقعی همین گونه سؤالات احیاناً سبب توجّه بعضی به عقیده <<مادّیگری>> و <<الحاد>> و روی گردانیدن از اصل <<توحید و خداشناسی>> شده است؛ زیرا در اثر مطالعه سطحی و<a name="p58i2"></a>قضاوت عجولانه هنگام بروز این قبیل حوادث، آنها را در قیافه هولناک و تنفّرآمیزی می بینند و گاهی از آنها به خشم طبیعت و یا قهر آن! تعبیر می کنند، در صورتی که اگر قیافه واق